الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
308
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
بسيج كردن مردم كوفه ! 1 - طبرى مىنويسد : وقتى كه ابنعباس آن خبر را به على عليه السلام بازگرداند ، حسنبن على را خواست و عماربن ياسر را نيز با او گسيل داشت ، و به او گفت : « برو آنچه را كه خراب كردهاى ، اصلاح كن ! » آن دونفر رفتند تا وارد مسجد كوفه شدند ، نخستين كسى كه نزد ايشان آمد مسروقبن اجدع بود ، به ايشان سلام داد و روبه عمار كرد و گفت : اى ابويقظان ! چرا عثمان را كشتيد ؟ گفت : بهخاطر اينكه به ناموسمان ناسزا مىگفت و ما را كتك مىزد ! مسروق گفت : به خدا سوگند اين عقوبت كه كرديد برابر آن نبود كه تحمل كرديد ، اگر شكيبايى مىكرديد ، براى صابران بهتر بود . آنگاه ابوموسى ، درآمد و حسن عليه السلام را ديد ، او را در كنا رخود نشاند و رو به عمّار كرد و گفت : اى ابويقظان ! تو نيز با كسانى بودى كه بر اميرمؤمنيان ( عثمان ) تاختى و همراه بدكاران شدى ! عمار گفت : من آن كار را نكردم ، ولى از كار آنها ناراحت نشدم ! حسن عليه السلام گفتگوى آنها را قطع كرد و رو به ابوموسى كرد و فرمود : « اى ابوموسى ! چرا مردم را از ما باز مىدارى ؟ به خدا سوگند كه ما جز صلح دادن مردم و اصلاح كار آنها چيزى نمىخواهيم ، و از كسى چون اميرمؤمنان نبايد نگران بود . » ابوموسى گفت : شما راست گفتى ، پدر و مادرم فدايت باد ! اما طرف مشورت امانتدار است ! من خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىگفت : « فتنهاى خواهد بود ،